تبليغاتX
مرگی که در غیاب شما احتمالی است
 

زخم گلو و زمزمه ي تير را گرفت

چشمت تمام صفحه ي تقدير را گرفت

 

در كوچه هاي سرد زمين ؛ هرم خنده ات

از من سراغ شاخه ي انجير را گرفت

 

سر را به روي نيزه ي غربت گذاشتي

داغ تو بند بند مزامير را گرفت

 

دستت براي بردن اطفال تا حرم

دستان دانه دانه ي زنجير را گرفت

 

در بين چشم هاي پر از بهت قتلگاه

خونت گلوي خنجر و شمشير را گرفت !

 

از راويان درد شنيديم ؛ آسمان

یک گوشه از تمام تصاویر را گرفت

 

 

محرم  ۸۸

شهرستان تنگستان

+ نوشته شده توسط سیدحسن مبارز در 88/10/03 و ساعت 19:28 |